ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 5 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان (25/10/90)

1390/10/25 14:11
نویسنده : فتوگرافی متین
246 بازدید
اشتراک گذاری

 

من سعی دارم تا یک کتابی را برای شما مادران عزیز بازنویسی کنم، این کتاب اطلاعات خوب و بسیار مفیدی برای هرچه بهتر تربیت کردن کودکانمان دارد. امیدوارم که شما مادران عزیز هر روز این مطالب را پیگیری کنید زیرا من سعی دارم که هر روز قسمتهای مفید این کتاب را برای شما عزیزان بازنویسی کنم بازهم پیشاپیش از تمام شما مادران عزیز ممنون که به وبلاگ سارا سر می زنید. امیدوارم این مطالب مفید باشد.

کلیدهای پرورش

احساس امنیت

درکودکان و نوجوانان

 

این کتاب به ما می آموزد که چگونه به فرزندانمان کمک کنیم تا به احساس امنیت و اعتماد به نفس در دنیای پرتحول دست پیدا کنند.

 

شروع کتاب را در ادامه مطلب ببینید

 ٢٥/١٠/٩٠ یکشنبه   (قسمت اول)

    چهار اصل مهم برای ایجاد امنیت در کودکان، در مواجه با فشارهای روانی

  فجایع بزرگی چون حمله های تروریسی،‌تیراندازی در کوچه و خیابان و سوانح طبیعی مانند سیل و زلزله چه تأثیری بر کودکان و خانواده های آنها دارد؟ وظیفه ما به عنوان پدر و مادر این است که در طول رشد فرزندانمان به چنین مسائلی توجه بسیاری داشته باشیم. آگاهی از این موضوع که امنیت، اقتصاد و محیط پیرامون ما متأثر از اوضاع کلی جهان است، خانواده ها را با احساس نا امنی و تزلزل رو به رو کرده است و همه ما در این زمینه سهیم هستیم. طی چند دهه گذشته وابستگی جوامع ناهمگون به یکدیگر همواره بیشتر شده است. علاوه بر وسایل ارتباط جمعی ناهمگون به یکدیگر همواره بیشتر شده است. علاوه بر وسایل ارتباط جمعی جدید از قبیل اینترنت و کانالهای تلویزیونی جهانی مانند سی.ان.ان،‌ناپایداری و تغییرات اقتصادی دنیا نیز بر معیشت خانواده ها تاثیر می گذارد. همچنین خطرهای فراگیری چون بالا رفتن دمای جوی، آلودگی و کشت و کشتار به احساس ناامنی دامن می زنند.

طی سالهای اخیر رهبران نظامی در نوشتارها و گفتارهای خود به وقوع احتمالی اعمال تروریستی علیه ایالات متحده در آینده نزدیک اشاره کرده اند، اما هیچ یک از ما به آن توجهی نکرده ایم. این هشدارها تحقق پیدا کردند و ما این واقعیت را دریافتیم که همه به یکدیگر وابسته ایم. برای تصدیق ین مطلب که در نهایت همه ما یا بهتر بگوئیم سیاره ما یا راهی به سوی نجات خواهد یافت یا سقوط خواهد کرد،‌نیاز به تحقق هشدار دیگری اعم از سیاسی یا زیست محیطی - نداریم.

هیچ دیواری آن قدر بلند نیست که بتواند کشوری را در مقابل دیگری حفظ کند. از آنجا که در حال حاضر گروه های نسبتاً کوچک نیز میتوانند تمام دنیا را تهدید کنند، باید درباره سطح دیگری از روابط بیندیشیم. وابستگی متقابل ارتباطی و اقتصادی جنبه مثبت و مفید هم دارد، اما اگر روابط بین المللی جنگ طلبانه باقی بماند، به هم وابستگی جوامع در جهت تخریب پیش خواهد رفت.

در ین حال که تمام بزرگسالان در جهت حمایت از سیاستهای روشن - بینانه برای ملل و جوامع، باید نقشی اساسی به عهده بگیرند. والدین نقش ضروری تری باید ایفا کنند. ما باید به فرزندان خود کمک کنیم تا با احساس ترسی مقابله کنند که رسانه های گروهی از فجایع دنیای بزرگسالی در آنها ایجاد می کند.

برای ایجاد امنیت بیشتر خانواده ها و کودکان، راهکارهای معینی وجود دارد. اما قبل از پرداختن به آنها مایلم که به چهار اصلی اشاره کنم که زیربنای تمام تلاشهایی است که والدین می توانند انجام دهند.

چهار اصل زیربنایی

باهم بودن اعضای خانواده

اولین اصل در ایجاد امنیت  ین است که اعضای  خانواده اوقای را در کنار هم بگذارنند. به عبارت دیگر امنیت ما در درجه اول از هم نشینی با افرادی حاصل می شود که بتوانیم در ارتباطی صمیمانه به آنها اعتماد کنیم، از زندگی با آنها احساس کنیم که در دنیایی امن و قابل اطمینان و مورد حمایت شان هستیم و تنها روابط گرم و حمایت گرایانه است که چنین احساسی را در ما ایجاد می کند.

گیرودار زندگی روزمره در مقایسه با روابط ایمن بخش و تسکین دهنده خانوادگی باید در درجه دوم اهمیت قرار گیرد. رواب خانوادگی برای اطفال، کودکان پیش دبستانی و دبستانی اهمیتی ویژه دارد، هرچند جوانان و نوجوانان نیز از آن بی نیاز هیستند. ناگفته نماند که چنین روابطی برای والدین هم به همین اندازه مهم است، چه آنها نیز از با هم بودن احساس امنیت بیشتری می کنند.

 

ابراز احساسات

درگام بعدی والدین باید به فرزند خود کمک کنند تا احساسات، نگرانیهاو خواسته های خود را ابراز کند و به این منظور باید به او فرصت دهند، با او همدلی و از او حمایت کنند. دلگرمی و اطمینان دادن سریع و شتابزده، به کودک فرصت لازم را برای بیان همه احساساتش نمی دهند. گوش دادن به کودک وحشت زده ای که از کشته شدن یا مرگ خود یا یکی از نزدیکانش می ترسید بسیار مشکل است. در چنین مواقعی والدین ابتدا باید به دقت صحبتهای فرزندشان گوش کنند تا او ترسش را بیان کند، سپس می توانند او را دلگرم کنند و به او اطمینان دهند.

علاوه بر گفت و گو، والدین از طریق بازی هم می توانند به کودک خود کمک کنند تا افکارش را با آنها در میان بگذارد. وقتی فرزندتان احساسش را برای شما بیان می کند، حرفهای او را به صورت خلاصه یا با عبارات دیگر برایش بازگو کنید و از او سوال کنید که آیا منظور او همین بوده است یا خیر. والدین و مربیان باید شنونده خوبی برای کودک باشند، با او همدلی و یاری اش کنند تا نگرانیها و خواسته های درونی اش را بازگو کند.

دلگرمی واطمینان دادن به کودک

گام سوم در ایجاد امنیت عاطفی کودک دلگرم کردن او است. اما به یاد داشته باشید که بیان شما واقع بینانه باشد. کودکان می خواهند بدانند که شما در مقام مادر، پدر یا آموزگار برای محافظت از آنها چه می کنید. یعنی لازم است تا هم اقداماتی را که در منزل برای حفاظت و امنیت آنها انجام می دهید. توضیح دهید و هم اقدماتی را که دولت برای امنیت افراد جامعه انجام می دهد.

نکته مهم این است که در انجام راهکارها و اصول یاد شده کاملاً دقت کید و مطمئن شوید که فرزندتان در خانه و نیز در جامعه احساس امنیت می کند. مثلاً فرزند شما باید مطمئن شود که نیروهای انتظامی در مکانهای گوناگونی مانند فرودگاه، چهار راه ها، بانکها و دیگر اماکن عمومی از جان و مال مردم دفاع می کنند. این توضیحات موجب می شود که آنها در رویارویی با صحنه های گوناگون گیج و متحیر نشوند. البته بیان مطالب باید متناسب با درک عقلی کودک باشد. مسلم است توضیحی که در خور درک کودک چهارده ساله است، مناسب کودک چهار ساله نیست. برای چنین کودکی فقط کافی است بگوئیم: «مامان و بابا و دیگران مراقبند تا آسیبی به او نرسد و آدمهای بد به او نزدیک نشوند.» ناگفته نماند که هر گروه سنی نگرانیهای خاص خودش را دارد که در فصلهای بعد به آن می پردازیم.

کمک به دیگران

 و سرانجام اینکه کودکان نیز مانند بزرگسالان از یاری رساندن به افراد نیازمند و کمک کردن به دیگران احساس رضایت و امنیت می کنند. امروزه، بسیاری از مربیان مدارس با طرح برنامه هایی که به ایمنی یا سلامت عمومی جامعه کمک می کند یا با جمع آوری اعانه برای قربانیان سوانح طبیعی و بلایای خانمان سوز، همراه دانش آموزان فعالیت می کنند. این تلاشها هرچند جزئی به کودکان کمک می کند تا بیشتر احساس امنیت کنند و خود را درمانده و ناتوان نبینند. وقتی کودکان (ونیز بزرگسالان) به طور مستقیم وارد عمل می شوند و نقش مثبت و سازنده خود را در حل مشکلات مشاهده می کنند، اعتماد به نفس و نیروی بیشتری کسب می کنند.

این چهار اصل در سنین مختلف تاثیری بسزا بر کودکان دارند، به ویژه بر کودکان مبتلا به مشکلات خاص مانند عقب افتادگی ذهنی و رشدی. درک برداشت کودک از وقایع روزانه اغلب کار دشواری است. اما درباره جریانهای روزمره چه مقدار می توان با او صحبت کرد؟

یک اصل ساده این است که به پیشرفت زبانی و نحوه استفاده کودک از واژه ها در مبادلات کلای توجه کنیم نه نحوه خواندن، انجام محاسبات ریاضی یا حل آزمونهای مختلف. مثلاً اگر سوزی بگوید، «می خوام برم بیرون» و ما از او می پرسیم « چرا؟» واو پاسخ دهد «چون می خوام بازی کنم» متوجه می شویم که او به سطحی از تفکر رسیده که بتواند به پرسشی پاسخ دهد که «چرا» یی و علت را مورد سوال قرار دهد. احتمالاً چنین کودکی درباره احتمال تکرار چنین کلمه هایی سوال خواهد کرد و کم کم تفکر منطقی در او شکل می گیرد.

اجازه دهید تا نگاهی به تفاوتهای سنی بیندازیم تا راهکارهای مناسب هر سن را بهتر دریابیم.

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)